...
امروز داشتم فکر میکردم من باید قال این کارگاه و بکنم تموم بشه بره...اون که هیچ خبری ازش نشد
چند بار به محمد زنگ زدم ...
در حال مکالمه بود...
می خوام کارگاه و تمومش کنم ..
و خلاص شم ذهنمو درگیر کرده...
اگه همین طور صحبت کنه آنقدر خسته ام ممکنه بیهوش بشم
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم آبان ۱۴۰۲ ساعت 19:56 توسط یک دختر مهربان
|