حالم خوب نیست
اوضاع من اصلا خوب نیست...
سرماخوردم شدید توی اتاقم دراز کشیده بودم...
اصلا حواسم نبود و متوجه نبودم مادرم در حال بلند شدنه پاهامو بلند کردم ...پتو پاک بپوشاند یکدفعه به مامانم که در حال بلند شدن بود و من ندیدم خورد...
یهو نگاه کردم دیدم مامانمه...
الان ناراحت است و باهام قهر کرده تو من و لگد زدی..
هر چی میگم عزیزم مامانم من نمی دونستم...تو داری بلند میشی..
قبول نمی کنه...
غمگینم...
من که دوست نداشتم این اتفاق بیفتد..
اینم شانس من...
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم دی ۱۴۰۲ ساعت 21:15 توسط یک دختر مهربان
|