قرار شد با اداره آقای جدید یک طرح پژوهشی کار کنم...

حتی بهم پیشنهاد داد از مکان سازمان شون میتونم استفاده کنم

فقط باید یک هزینه ای بپردازم...

منم بهش گفتم من دوستانم در اداره بووووق هستند مکان رایگان بهم می دهند . مشکل مکان ندارم مهم گواهی دوره آموزشی است.

که اونم راهنمایی کرد...

ایشون و سعی نکردم بهش خیلی نزدیک بشم..

ولی خودشون رغبت نشان می‌دهند..

هی سوال می پرسد من هم خب جواب میدم در آخرین پیام قرار شد من از دکتری که تازه باهاش آشنا شدم.

بپرسم در مورد اداره بووووق و طرح پژوهشی ...

بعد پروپوزال بنویسم بدم این آقا ...

ارسال کند و پشتیبانی مالی از طرح مون و از تهران درخواست کنند...

باورم نمیشه چقدر خوب...

من دیگه حواسم هست که اشتباهاتی که در رابطه با محمد داشتم با ایشون نداشته باشم...

بعد هم اینکه فهمیدم مردی که مرزهاتو رد می کنه عوضی هست...

این آقا به مرزهای من به عنوان یک خانم احترام می گذارد .

اگر به دفعه عامیانه صحبت کند عذرخواهی می کند.

برام جالب بود.

من مردها رو نمی شناسم...

ولی شناخت دارم پیدا می کنم.

اما با ایشون فاصله را حفظ خواهم کرد...