انگار در زمان گیر افتاده ایم..

هر جا تو خواستی بیایی زمان یار نبود...

من چو پیگیر تو بودم ...

ره تو هموار نبود...

تا تو می رسیدی...

من رفته بودم ...

انگار فاصله هم با ما در پیکار بود...

بین من و تو ...شوق دیدار بسیار

کاش زمین و زمان و مکان

این همه پر اطوار نبود...

دل من در پی مژگان تو اما ...

عاشقی از سوی من به تو اجبار نبود...

ز خدا می طلبد دلم دیدن رخ یار

گر چه قلبم به دیدار تو امیدوار نبود...

خبرت هست از سفری دور و شاید هجرت ای یار...

این سفر دست خودم نیست و به اختیار نبود...

این بار تو دیر برسی من می روم...

گویی که شوقی از اول در کار نبود...

عاشقی سهم من و تو انگار نبود...

شعری از من در وصف پوریا ...

عاشق شدم رفت...

خخخخ

خیلی وقت بود طبع شعرم گل نکرده بود...

آخرین شعرم و نمیدونم کی گفتم....

شعر سپید است ،....

شعر سپید یا شعر شاملویی یا آزاد، گونه‌ای از شعر نو فارسی است که در دهه ی سی شمسی و با مجموعهٔ هوای تازه از احمد شاملو ظهور پیدا کرد و شاید بتوان آن را با شعر آزاد (به فرانسوی: vers libre) در ادبیات کشورهای غربی مقایسه کرد. تفاوت عمده این آثار با نمونه‌های قبلی شعر نو در فرم شعر بود. در این سبک عموماً وزن عروضی رعایت نشده ولی آهنگ و موسیقی نمود دارد.

در دسته‌بندی عرفی شعر نو فارسی، گاهی به هر شعری که در قالب شعر نیمایی نگنجد سپید می‌گویند. در کل شعر سپید را شعر نو، بی‌وزن، منثور یا آزاد نیز می‌گویند. از جهتی چون در پی شعر نیمایی بوده و متفاوت با آن از قید وزن عروضی نیز رها شده در عین حال برخلاف موج نو (شعر منثور) همچنان با فرم نثر متمایز بوده اصطلاحاً شعر بی‌وزن یا آزاد نامیده می‌شود.

برخی از منتقدان متاخر شعر سپید مانند محمد مستقیمی شعر سپید را پالاییده‌ترین نوع شعر فارسی می‌دانند که خود را از موسیقی و همهٔ چیزهای دیگر آزاد کرده‌است. وی در کتاب آیینه پردازان خود با این تعریف از شعر که کلامی است مخیل دربارهٔ شعر سپید یکی از دلایل خوانده شدن این شعر به عنوان شعر سپید را معنی و خوانش سپیدی‌هایی می‌داند که در تقطیع‌های شعر سپید در فضای خیال خواننده بازآفرینی می‌شود یا خواننده آنها را در فضای خیال خود پر می‌کند. به نظر وی «در شعر سپید به دنبال موسیقی نباشید چون شعر سپید به معنای شعر بی‌قید و بند است این شعر از قیود موسیقی که هنر دیگریست خود را رها کرده و صفت سپیدیش به همین معناست مثل ازدواج سپید پس نه موسیقی دارد نه نیازی به موسیقی دارد و آن تعاریف شعر سپید یعنی آن که خواننده سپیدی‌های کاغذ را هم بخواند همه ناشی از ناآگاهی در مورد این صفت و کاربرد آن است سپید یعنی بی‌قید»[۱]