امروز صبح بیمار داشتم رفتم اداره

بعد ساعت 10 مرخصی ساعتی گرفتم رفتم بیرون.

می خواستم برای کار استخدامی مدارکم و ببرم بدم می پی انسانی اداره.

رفتم بهشون تحویل دادم.

بعد دوست نداشتم برگردم اداره

یه لباس داشتم برده بودم خیاطی دادم

در این فاصله مسیری را پیاده رفتم

بعدشم دلم می خواست توی سرما بستنی بخورم که

ترسیدم مریض بشم.

رفتم لباسمو از خیاطی گرفتم.

بعدش رفتم یه تقویم خریدم از این سر رسید قدیمی ها برای نوشتن....

بعدش هم برگشتم اداره..

شد ساعت 12

و تا ساعت 2 سریع گذشت....

و در نهایت اومدم خونه...

مامانم ته چین خوشمزه درست کرده بود

خوردیم....

و بعد خوابیدم بیدار شدم ساعت پنج غروب ...

شام هم سبزی پلو درست کردم .

البته نباید در یک روز دو بار برنج می خوردم

اما خوردم

هنوزم نخوابیدم.

راستی یه مانتو شلوار اداری خریدم

خیلی نازه....

سرمه ای....

فقط باید دکمه هاشو سفت کنم.

با پوریا صحبت کردم برم سر کار مدرسه اونام برم یه برنامه مشترک داشته باشیم

استقبال کرد.