امروز
امروز رفتم نیروی انسانی
دقیقاً تا ساعت ۱۲ ظهر نشسته بودم که رییس رو ببینم
تا به کارمنداشون گفتم که کار منو کی پیگیری میکنه چپ چپ نگاهم میکردند
به نظر میرسید میل قدرتشون زیاده و هر کسی که پیگیر باشه
کارشو راه نمینداختند
من از ساعت ۸ صبح تا ۱۲ نشسته بودم میتونم بگم خیلی صبوری کرده بودم
آخرش بلند شدم گفتم من میخوام برم با مسئول دفتر رئیس صحبت کنم
اینو که گفتم یه دفعه یه نفر از دفتر رئیس اومده بودن توی اتاق
به من گفتن میتونین تشریف بیارین
بعد من رفتم پشت در منتظر ایستادم
در انتها رئیس منو دعوت کردن
وقتی رفتم گفت خودتو معرفی کن مدرکت چیه کجا قراره بری
منم محل خدمتمو که بهم از طرف اداره گفته بودن گفتم
وقتی حرفامو شنید گفتش ن تصمیم میگیرم شما کجا بری
گفتم آهان
آهان به این معنا که فهمیدم ایشون میل قدرتش بالاست فهمیدم چطور باید باهاش صحبت کنم
به یکی از کارکنانش گفت کجا جای خالی داره
اونم دو تا جا رو نام برد
بعد بهم گفتش که بین این دو تا جا کجا دوست داری بری
من من هم همون جایی که رئیسم بهم گفته بودو پیشنهاد دادم
گفت اونا بهت گفتن یا خودت دوست داری
گفتم خودم دوست دارم من چند سال اونجا کار کردم
وقتی این حرفو گفتم
به معاون نیروی انسانی دستور داد همون جایی که ودم میخوام برم
و من هم در دفتر معاون نیروی انسانی منتظر نشستم تا رئیس دستور بده
معاون اومد و گفت برو خودتو محل خدمتت معرفی کن
منم معطل نکردم بلافاصله به محل خدمتم رفتم خودمو معرفی کردم
همون جای قبلی که دوست داشتم بود
انشالله که خیر باشه
خدایا شکرت