نانوایی
امروز رفتم نانوایی نان بخرم.
موقع برگشت دیدم یه گربه زیر یه ماشین است نان و که دید میو میو می کرد....
به پلاستیک نگاه می کرد.
من ایستادم بهش نان بدم اونم ایستاد وقتی نان و انداختم جلوش.
.با دهنش گرفت و با خودش برد.
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم بهمن ۱۴۰۳ ساعت 18:28 توسط یک دختر مهربان
|