ماموریت کاری
امروز اون پسره سعید...که همکارمه اومد دنبالم گفت خانم....بیاید با هم بریم ماموریت.
من کار داشتم اما دیدم ایشان است قبول کردم یه پسر با ابهت جذابه
نمیدونم چند سالشه.
ولی مردانه است...
سبیل میذاره خخخخ
قد بلند هیکل ورزشکاری...
حول و حوش سی می خوره...
عکسش و به هوش مصنوعی دادم
سی و دو زد ..
ولی من خیلی ازش خوشم اومد امروز .... سنگین بود محترمانه با من برخورد می کرد .اصلا با من گرم نمی گرفت.
مقرراتی بود و خلاف قوانین عمل نمی کرد.
من و با احترام برد و با احترام هم رساند اداره....
در حرف زدن هم بسیار مودب بود.
من داخل آسانسور که رفتم باهاش...
من کلا سرم پایین بود اما چشمش پاک بود زل نمیزد توی چشمات یا نگاه بدی داشته باشد
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم فروردین ۱۴۰۴ ساعت 20:49 توسط یک دختر مهربان
|